قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

EMOZIONANTE
 
قالب وبلاگ

به نام خدا

سلام؛

لطفا متن را تا آخر بخونید اگر دعوایی بود در بخش نظرات از خجالت هم درمیایم جالب بود

.......

شنیدین لابد که گشت 7000 نفری ارشاد اونم نامحسوس قراره ملتو (1) زیر نظر بگیرن و برای بدحجابا پرونده تشکیل بدن! خب این یعنی چی واقعا؟! چه بر سر این مملکت اومده؟ چه بر سر کلیت جامعه (2) اومده؟!

 http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1395/1/31/271310_235.jpg?w=500&h=293

مسؤولانی که "گشت نامحسوس" را طراحی کرده اند، آیا اصطلاح " اعتماد اجتماعی" را نشنیده اند و آیا به این فکر کرده اند که گشت نامحسوس، چه آسیب وحشتناکی به اعتماد اجتماعی می زند؟ چقدر قرار است بدبینی افراد به یکدیگر در جامعه پمپاژ شود؟
اساساً مگر قرار است این طرح دستاوردی هم داشته باشد؟ اگر برخوردهای سلبی جواب داده بودند، باید تا کنون که انواع برخوردها از شلاق و جریمه و بازداشت و ... صورت گرفته، نتیجه مطلوب حاصل می شد که نشده و از این به بعد هم نخواهد شد.
گفته اند که مکانیزم کار این 7 هزار نفر این گونه است که اگر خانمی در خودرویی حجابش کامل نباشد یا صدای موسیقی اش بیش از حد بلند باشد و ... ، پلاک خودرو را به مقر پلیس گزارش پیامک می کنند و پلیس مالک خودرو را احضار می کند و اگر شخص نرود، پلیس به در خانه اش می رود... .

واقعاً این چه کاری است و چه بی حرمتی بزرگی است؟


........

این ها بخشی از سر و صداهایی است که عده ای به پا کرده اند و این روزها در فضای مجازی دست به دست می کنند..

سوالی که از این عده دارم اینه که اگر به همین تعداد، دوربین مداربسته برای ثبت تخلفات رانندگی اضافه می شد باز هم اعتماد اجتماعی زیر سوال می رفت؟ باز هم جریمه های ناشی از اون می شد برخوردهای سلبی که هیچ جا جواب نمی ده؟ باز هم بی حرمتی محسوب می شد؟!

حجاب در نگاه حداقلی مثل همون چراغ قرمزه.. رد کردنش قانون شکنی محسوب می شه و جریمه داره.. تو نگاه حداقلیش..

انسان ها از زمانی که پذیرفتن دور هم به صورت اجتماعی زندگی کنن و به اصطلاح متمدن شدن اینو هم پذیرفتن که قوانینی تنظیم کنن و همه بهش ملزم باشن.

هر جامعه ای قانون خودشو داره.. من که به حجاب عقیده دارم نمی رم فرانسه زندگی کنم که قانون ممنوعیت حجاب داره.. جایی زندگی می کنم که عقیده آزاد باشه و یا بیشتر از اون، برای عقیده ام احترام قائل باشن..

حجاب برای یه مسلمون، عقیده است.. یه امر وجدانیه.. برای همین ممنوعیت حجاب ناحقه و ظلم محسوب می شه و اگر چیزی به اسم حقوق بشر وجود داشته باشه این دقیقا مصداق نقض حقوق بشره. اما  آیا "بدپوششی" هم یه عقیده محسوب می شه؟! یعنی کسی هست که بر اساس اعتقادش خودشو به بدپوشی ملزم کنه؟! شاید گفته شه آزادی حقه و همه آزاد آفریده شدن و حق دارن خودشون برای زندگیشون تصمیم بگیرن..

اولا آزادی جزو مظلوم ترین واژه های موجوده.. همه مون می گیم آزادی اما هر کدوممون یه تعریف متفاوت از آزادی داریم! ثانیا مطابق قانون هرکس در چهارچوب شخصی خودش کاملا آزاده و تا زمانی که این آزادی تزاحمی با قواعد اجتماعی و عرف جامعه ایجاد نکنه کسی حق دخالت نداره.. هرکس توی همین جامعه می تونه تو چهارچوب ملک شخصی اش عریان باشه! مشروبات الکلی بخوره.. پارتی بگیره.. مواد مخدر مصرف کنه و هرچیز دیگه ای که به نظرش آزادیه! اما تا زمانی که محدود به همون چهارچوب شخصی اش باشه و به متن جامعه سرایت نکنه..

مساله پوشش نه تنها یه مساله شخصی نیست که هرکس هرطور دوست داره براش تصمیم بگیره بلکه کاملا اجتماعیه.. هر جامعه حرمت و ارزش های خودشو داره.. همین الان توی فرانسه اگر کسی با لباس خونه بیاد بیرون جریمه نقدی می شه.. این دخالت در امور فردی افراده؟! قانون اجتماعیه.. توی کشور ما هم حد پوشش برای زن و مرد مشخصه.. حد پوشش در قوانین جامعه ما اینقدریه که وقتی زن و مرد کنار هم می ایستند بشه با دید انسانی بهشون نگاه کرد نه دید جنسیتی! لزومی نداره یه انسان در سطح جامعه همه ی هویت جنسیشو به نمایش بذاره! چه خانم چه آقا! انسان، حرمت داره اگه این حرمتو حفظ نکنه به حریم جامعه آسیب می زنه و لازم می شه یکی جلوشو بگیره (مثال سوراخ کردن کشتی که همه بارها شنیدیم)

ما نمونه برخوردهای سلبی رو توی اجرای قوانین زیاد داریم.. اگه با مجرمین قانون شکن برخورد نشه که تو جامعه سنگ روی سنگ بند نمی شه!

اما این که پلیس وظایف دیگری هم داره و بهتره به جای رسیدگی به این موضوع به اختلاس ها بپردازه و ... واضحه که هرکس بخواد به قانون ملزم نباشه هرجا قانون بهش فشار بیاره می گه چرا جلوی اون یکی رو نمی گیرین؟ هر بخش از مشکلات جامعه نیازمند رسیدگیه و بدپوششی هم یکی از معضلات اجتماعیه که خصوصا در تهران به اندازه کافی رشد و نمو داشته! زمانی که خودمون برای شخصیت انسانی خودمون حرمت قائل نیستیم و از درون نیروی بازدارنده ای نداریم، قوانین اجتماعی ایجاب می کنه نیرویی از بیرون جلوی هنجارشکنی ما رو بگیره دیگه!

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

پ.ن. 1: ملت یعنی تهرانی ها دیگه.... یحتمل!

پ.ن. 2: منم نمی دونم دقیقا منظور از کلیت جامعه در اینجا چیه!

پ.ن 3: تصاویر زیر مربوط به اهدای گل گشت ارشاد به بانوان محجبه است:

 

اهدای گل

[ چهارشنبه 95/2/1 ] [ 3:28 عصر ] [ مادر ] [ نظر ]

به نام خدا

سلام؛

یه عمر تو این وبلاگ و پارسی یارش از مزایای زندگی مشترک گفتم و اصرار کردم که تاهل بهتر از تجرده ..

یه بار هم محض رضای خدا می خوام خواهش کنم به همون تجرد ادامه بدین و بی خود متاهل نشین!

آخه این چه رسمیه؟! دختر و پسری که اینقدر پرتوقع و طلب کار و محافظه کار و مادی گرا هستند، زندگی مشترک می خوان چیکار؟!

کسی که اینقدر منافع شخصی ش برام مهمه و بر همه چیز مقدمه چجوری می خواد با یکی دیگه شریک شه؟!


http://sajedeh.com/userUpload/images/Emotional_divorce.jpg

مجرد بمونین و اینهمه آمار طلاق مملکتو بالا نبرین و خودتونو به دردسر و احتمالا سیاه چال نندازین.. نه ما ظرفیت داریم نه سیاه چال های مملکت!

*

آقایی که تشریف می برین خواستگاری، اونم دست خالی که اگر نپسندیدین ضرر نکرده باشین و چیزی از جیبتون نرفته باشه!! خجالت بکشین!

حداقل من باب بروز اندکی شعور فرداش زنگ بزنین یه تشکر خشک و خالی بکنین!

درسته که با خانواده گفتین می ریم دور همی چهارتا آدم می بینیم دلمون وا می شه تجربه مون زیاد می شه بعد هی از این خونه به اون خونه تفننی رفتین گشت و گذار! اما بفرمایین استخاره کردیم بد اومد مثلا! یا تعارفو بذارین کنار بفرمایین نپسندیدین! بهتراز اینه که دختر بدبختو خانواده شو با اینهمه استرس و نگرانی اینقدر چشم به راه نگه دارین که خودشون ناامید شن و تشریف ببرین پشت سرتونم نگاه نکنین!

بابا لااقل حرمت اون دو تا سیب و گلابی که کارد کردین به شکم مبارکو نگه دارین! زشته به خدا! این رسم مسلمونی نیست!

آدم خونه ی دوستش می خواد بره یه شاخه گلی، دو تا دونه شیرینی ای، یه شیشه مربایی، یه چیزی می بره که دستش خالی نباشه.. محبت و احترامشو نشون بده.. ادب و شعورشو نشون بده.. راست راست می رین اینور اونور زحمت می دین لااقل اینقدر فهم و شعور داشته باشین که یه تشکر بکنین.. یه عذر زحمت بخواین.. دنیا گرده ها! اگه خواهر ندارین دختردار می شین ان شاءالله.. خیلی خجالت آوره.. خیلی زشته!!

*

خانومی که به اقتضای جبر زمانه! خواستگاراتونو خونه راه نمی دین و می برین کافی شاپ تا خرج کنن بفهمن زندگی خرج داره بچه بازی نیست! دنبال چی هستین واقعا؟!

هرکی میاد می ره پشت چشم نازک می کنین و تا چند وقت سوژه ی غیبت و تحقیر و تمسخر دارین و با غرور و تفاخر بی اساستون همه رو پست و حقیر می دونین و رد می کنین!

به خدا خیلی زشته! اگه قصد ازدواج ندارین مردمو مسخره ی خودتون نکنین! به خدا آخر عاقبت نداره ها! بازتاب همه ی اعمالمون مستقیم بر می گرده تو کله ی خودمون!

خانومی که معیار ازدواجتون خونه و ماشین و درآمد و ریخت و قیافه و تیپ و حساب بانکیه و به کل با انسانیت انسان ها کاری ندارین!

خانومی که شوهر هم مثل کیف و کفش براتون حکم وسیله ای برای پز دادن به دوست و رفیق و در و همسایه رو داره!

به خدا روم نمی شه بیشتر از این بگم!

فقط خجالت بکشین!

چه مون شده ما؟! چه مون شده واقعا؟!

*

آقایون! خانوما! ازدواج نکنین تو رو خدا!

............................................................

پ.ن.1: آقایون محترم! بانوان محترم! با این دسته از افراد فاقد شعور ازدواج نفرمایید لطفا!

پ..ن.2: به خواستگاریشونم تشریف نبرین لطفا!

پ.ن.3: چنین خواستگارایی رو هم راه ندین لطفا!



[ یکشنبه 95/1/8 ] [ 10:34 صبح ] [ مادر ] [ نظر ]

به نام خدا

سلام؛

اندر احوالات تربیت فرزند به نکات جالب توجهی رسیدیم؛

آقا بیایم یه کاری کنیم.. نمی خواد فرزندامونو تربیت کنیم.. بیاین بی تربیتشون نکنیم! والا!

ایناهاش:

«کُلُّ مَولودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَه فَابَواهُ یُهَوِّدانِهِ أو یُنَصِّرانِهِ» [1]


یعنی همه ی بچه ها با تربیت به دنیا میان.. بعد پدر و مادر بی تربیتشون می کنن!
خیلی چیز عجیبیه؟!
غیر اینه که ما اصول تربیتو بلد نیستیم و اونوقت می خوایم با امر و نهی های طاقت فرسامون بچه تربیت کنیم؟!
بدتر از اون اینکه خودمونم بی تربیت تشریف داریم آخه! [2]
اینه که می گم کلا بیایم قید تربیت فرزندو بزنیم! ولشون کنیم طفل معصوما رو!
عوضش بریم خودمونو تربیت کنیم.. آدم بی تربیت که نمی تونه یکی دیگه رو تربیت کنه..
آدم با تربیت، مهربونه.. جذابه.. دوست داشتنیه..  محبت هم که پیرو سازه.. بچه خود به خود دنباله روی این آدم می شه..
بذر تربیتو که داره.. رشد می کنه.. شکوفا می شه..
خودمونو تربیت کنیم!
بسم الله..

 

 

...............................
پ.ن:

[1] شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج‏1، ص: 190

[2] منظور از بی تربیت، همون زنبور بی عسله.. یعنی به دانسته هامون عمل نمی کنیم!

 


...............................

پ.پ.ن:

ئه!! اینجا چقدر آشناست! انگار قبلا اینجا اومدم!

چقدر وقت گذشته؟ نمی دونم! فقط می دونم مثل برق و باد گذشت.. چقدر این چند وقته سرم شلوغ بود..

دلم برای اینجا تنگ شده بود.. نه فقط برای نوشتن! این چند وقته اینقدر نوشتم انگشتام مجروحن! برای وبلاگم.. برای عکس پروفایل فاطمه بانو (که حالا شریک هم پیدا کرده) .. اصلا برای همین قالب وبلاگ که یه آرامش خوبی بهم می ده.. یادم میاره جایی هست که حرفایی زدم و حرفایی می تونم بزنم.. از آخرین باری که اینجا نوشتم خیلی چیزا عوض شده.. تو این مدت خیلی اتفاقا افتاد.. فاطمه بانو و آقا علی اکبر بزرگ تر شدن و من هم...

روزهای تلخ و شیرین مثل برق و باد اومدن و گذشتن.. روزهای شادی و هیجان.. روزهای بهت و ناباوری.. روزهای تلخی و اشک و ...

خاطرات زیادی نوشته نشدن.. حرفای زیادی مسکوت موندن.. روزها گذشتن و گذشتن و ما هم از خیرشون گذشتیم..

نوشتن خاطره ها شیرینی خودشو داره مخصوصا وقتی بعد چند سال خاطره ای رو می خونی که به کل فراموشش کرده بودی.. اونوقت ناخودآگاه گرمای لبخندی صورتتو می پوشونه.. کی به کیه؟ گاهی هم تو خلوت و سکوت خودت تنهایی می زنی زیر خنده!

اما ننوشتنشونم کار خوبیه واقعا! خوبه آدم گاهی هم ننویسه.. خوبه اصلا یه بخشی از خاطرات فراموش بشن.. اگر قرار بود همه چی یادمون بمونه و هی یادآوری شه که وجود فراموشی ضرورتی نداشت!

یعنی این که این مدتی که ننوشتم عمدا خواستم ننویسم مثلا! الکی مثلا! پیچوندن مثلا!

یعنی بعدا هم کم پیدا بودم از همین بابه مثلا!

عکس هم که نداریم!

بریم خودمونو تربیت کنیم پس!


[ چهارشنبه 94/12/12 ] [ 3:17 عصر ] [ مادر ] [ نظر ]

به نام خدا

سلام

لینک های زیر، پاورپوینت و صوت همایش ولایت فقیه است که در سال 91 برگزار شد؛ سخنران این جلسه دکتر غلامی بودند و لینک ها برگرفته از سایت شخصی ایشونه.


http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/93-02/14/74948-223136-1399178597.gif

مطالب کاملا جامع و پاسخگوی شبهات روز در باب ولایت فقیه است. اگر هرگونه سوال و شبهه ای در این زمینه دارید و یا اگر از آن دسته ولایت مدارانی هستید که نمی توانند از عقایدشان دفاع کنند و برای آن ها دلیل و برهان موجه عقلی بیاورند، حتما دانلود کنید:

پاورپونت

 
مبانی و ضرورت وجود حکومت اسلامی و ولی فقیه:
 
انتخاب مقام معظم رهبری:
صوت 
امام خمینی



برای دانلود لینک ها، ابتدا روی هریک از آن ها کلیک راست کرده و سپس گزینه ی Save Link As را بزنید.

التماس دعا


[ یکشنبه 94/9/29 ] [ 5:17 عصر ] [ مادر ] [ نظر ]
[ چهارشنبه 94/5/28 ] [ 7:37 عصر ] [ مادر ] [ نظر ]

به نام خدا

سلام؛

این هشت مورد چند وقتیه در شبکه های اجتماعی و وبلاگ ها دست به دست می شن؛

مواردو مطالعه کنید و در ادامه پاسخش را ببینید:

*

1- من ایرانی نیستم چون به جای "درود" می گویم سلام و به جای "بدرود" می گوییم خداحافظ.


2- من ایرانی نیستم چون روز کوروش بزرگ را نمی شناسم (7 آبان) چون این روز فقط در تقویم کشور من ثبت نشده است.


3- من ایرانی نیستم چون عرب ها به من آموختند به خوراک بگوییم غذا، در حالی که خودشان به "ادرار شتر" می گویند "غذا" و من هم تکرار می کنم.


4- من ایرانی نیستم چون عرب ها به من آموختند برای شمارش خودمان به جای "تن" از "نفر" استفاده کنیم که واحد شمارش حیوانات است.


5- من ایرانی نیستم چون عرب ها به من آموختند که به جای گفتن "واق واق" سگ بگوییم "پارس" که نام وطنمان است.


6- من ایرانی نیستم چون عرب ها به من آموختن دیوث یک صفت زشت است، در حالی که نام یکی از سرداران ایرانی بوده که در حمله اعراب به ایران تعداد زیادی از سربازان عرب را به هلاکت رسانده است.


7- من ایرانی نیستم چون اعراب به من آموختند، بگویم "شاهنامه آخرش خوش است" چون در آخر شاهنامه ایرانیان از اعراب شکست می خورند.


8- من ایرانی نیستم چون به جای نشر و کپی این مطلب بی خیال از کنار آن گذر می کنم.

*

اکنون پاسخ ها را بخوانید:

*

1- در بین فارسی زبانان هنوز هم درود و بدرود رواج دارد. هرچند خداحافظ هم یک ترکیب عربی نیست، چون از دو بخش خدا و حافظ درست شده که اولی فارسی و دومی نیز در این معنی در عربی به کار نمی رود. عرب ها به جای خدا نگهدار یا خداحافظ می گویند: فی امان الله.

 

2- روز 7 آبان ماه که روز صدور منشور حقوق بشر کورش است در هیچ تقویمی چه ملی و چه بین المللی ثبت نشده. البته این مساله از اهمیت این روز کم نمی کند برعکس نشان می دهد که این یک روز مردمی است و در انحصار دولت یا سازمانی خاص نیست.


3- کلمه‌ای در عربی وجود دارد که «غَذی» نوشته و «غذا» خوانده می‌شود (مانند موسی و موسا) و به معنی بول شتر است. همچنین کلمه «غِذاء» (بر وزن نساء) در عربی به معنی خوراک است؛ جمع آن «اغذیه» و عمل آن «تغذیه» است. تقصیر از عرب‌ها نیست که ما همزه انتهای واژه هایی همچون غذاء و املاء و انشاء را حذف کرده‌ایم.

4- نفر نیز یک واژه‌ی عربی است که به معنای گروه انسان ها به کار می‌رود. چنان که در قرآن هم برای گروه مومنان به کار رفته است و هم برای شمارش جنّ.


در فرهنگ اعراب به خاطر اهمیت و تشخصی که شتر در زندگی آنها داشته از نفر به عنوان واحد شمارش شتر نیز استفاده می شود.
هر دو کاربرد واژه نفر چه برای انسان و چه برای شتر از زبان عربی وارد زبان فارسی شده ولی برای تحقیر فارسی زبانان نبوده است.
در ادب فارسی واژه "تن" به معنی "بدن" به کار رفته ولی در زبان فارسی معیار از "تن" به عنوان واحد شمارش به جای "نفر" استفاده می شود.

5 - عرب ها حرف (پ) ندارند، پس آنان نمی توانسته اند به ما یاد داده باشند که به میهن خود بگوییم پارس.
تبدیل (پ) به (ف) یک دگرگونی واژگان در گذر زمان است و ربطی به عرب ها ندارد. در بسیاری از واژه های پارسی (پ) به (ف) تبدیل شده برای نمونه "سپارش" شده "سفارش".
درباره تبدیل (پ) به (ف) بدون این که واژه ای تازی شده باشد می توان به واژه های "گوسفند" و "سفید" هم اشاره کرد که "گوسپند" و "سپید" بوده اند.
پارس نام یکی از تیره های ایرانی است که در دوره هایی به ایران نیز پارس یا فارس گفته شده.
پارس سگ دگرگون شده پاس است. چون یکی از کارها یا ویژگی های سگ می تواند پاس دادن یا پاسبانی باشد.
در اصل صدای سگ "وق وق" یا "واق واق" یا "هاپ هاپ" یا "عو عو" است و کارش پاس است.
البته برخی پارس کردن را به معنی خبر کردن نیز گفته اند ولی این هم ارتباطی به قوم پارس ندارد.
عرب‌ها قوم پارس را «فارس» می‌گویند، ولی بانگ سگ را نباح، عواء و هریر می‌نامند.


6- ناسزای "دیوث" ریشه ای عبری یا سریانی دارد. به معنی مردی که زن خود را عرضه کند.
اما "پومپه دیوس" از سرکردگان پارتی در زمان ارد اول پادشاه اشکانی (و نه ساسانی) بوده است که اصلا عمرش کفاف شرکت در جنگ با اعراب را نمی داده است، تا این که اعراب بخواهند چنین انتقامی از او بگیرند.


7- دکتر محمد‌علی اسلامی ندوشن استاد ادبیات فارسی درباره ضرب المثل "شاهنامه آخرش خوش است" معتقد است: این ضرب‌المثل کنایی نیست و اشاره به هسته‌ی اصلی «شاهنامه» یعنی جنگ‌های ایرانیان و تورانیان دارد. او اعتقاد دارد که خوش بودن پایان «شاهنامه» مربوط به حمله‌ی اعراب و شکست ساسانیان نیست، بلکه به پیروزی نهایی پهلوانان ایرانی بر لشکر توران اشاره دارد که البته این پیروزی در قسمت‌های میانی «شاهنامه» و در بخش پهلوانی آن است و به آخر «شاهنامه» که مربوط به بخش تاریخی می‌شود، ربطی ندارد.

 8- گذشته از تمام این حرف ها، همیشه یادمون باشه هر کس ادعایی می کنه باید برای ادعاش دلیل و سند بیاره.. اگر کسی می گه اعراب چنین کردند باید برای این ادعا سند رو کنه که به این دلیل و طبق این سند این حرف درسته وگرنه حرف که باد هواست.. اگر قرار باشه هرکی همینجوری رو هوا یه چیزی بگه و ما هم بپذیریم که از زندگی ساقط می شیم..

دوست خوبم؛ اجازه نده تعصبِ کورِ اعرابِ جاهلیِ پیش از اسلام را با نشر این اکاذیب در بین ما رواج دهند. ما ایرانی هستیم و هیچ سخنی را بدون پژوهش و بررسی نمی پذیریم!

لطفا اگر این پست قانع کننده بود، به جای پستی که گذاشتید یا در ادامه ی اون درجش کنید، اگر نه منتظر سوالات و انتقاداتتون هستم.



[ دوشنبه 93/11/27 ] [ 10:30 صبح ] [ مادر ] [ نظر ]

به نام خدا

سلام؛


 مناظره دکتر علی غلامی و دکتر صادق زیباکلام با موضوع ولایت فقیه که در سال 1391 از رادیو گفتگو
 پخش شده است. (منبع)
 
 
صوت جلسه اول                                               
فایل متنی جلسه اول                                                                                                      
 صوت جلسه دوم                                       
فایل متنی جلسه دوم
 صوت جلسه سوم                        
فایل متنی جلسه سوم
 صوت جلسه چهارم                                      
فایل متنی جلسه چهارم
 صوت جلسه پنجم                                       
فایل متنی جلسه پنجم
 صوت جلسه ششم                                     
فایل متنی جلسه ششم

[ شنبه 93/11/25 ] [ 9:8 عصر ] [ مادر ] [ نظر ]

به نام خدا

سلام؛

الحمدلله.. خدا رو صد هزار مرتبه شکر.. حرف دیگه ای نمی شه زد..

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_0028.JPG

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_0037.JPG

 

تصاویر زیر از خبرگزاری تسنیم هستند:

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim//Uploaded/Image/1393/11/22/139311221517094614733944.jpg

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim//Uploaded/Image/1393/11/22/139311221517263414733944.jpg

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim//Uploaded/Image/1393/11/22/139311221517264814733944.jpg

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim//Uploaded/Image/1393/11/22/139311221517394134733944.jpg

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim//Uploaded/Image/1393/11/22/139311221517274014733944.jpg

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim//Uploaded/Image/1393/11/22/139311221517503654733944.jpg

 


[ چهارشنبه 93/11/22 ] [ 10:43 عصر ] [ مادر ] [ نظر ]

به نام خدا

سلام؛

الهی قدتو برم عروسک قشنگمبووووس.. عکس مدرسه به مناسبت دهه ی فجر:

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_0025.JPG

پارک ملت؛ فاطمه بانو و محمد امین:


http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_0001.JPG

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_0011.JPG

این الان وضع زندگی ماست! شوخیالبته قبلا تو هال بازی می کردیم ولی به این نتیجه رسیدیم که چسب کاغذی رو موکت بهتر می چسبه!چشمک

اون خونه صورتیه سمت چپ که ماشین جلوش پارکه خونه ی ماست، اونوقت سمت راست تصویر کلا خونه ی فاطمه بانو ایناستپوزخند:

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_0016.JPG

وقتی برف نمیاد مجبور می شیم با جوراب آدم برفی درست کنیم دیگه!!عصبانی شدم!:

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_0005.JPG

بدون شرح! فقط همینقدر اشاره کنم که ساعت 6 صبحه! همین!خسته کننده:

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_0021.JPG

فرشته ی قشنگمبووووس... این عکسو واسه پاسپورتت گرفتم:

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_0026.JPG

اولین غذای آقا علی اکبر:

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_0036.JPG

اولین غذا دادن خواهرجونی!بووووس آفرین:

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/IMG_2948.JPG

بدون شرحگیج شدم:

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/IMG_2959.JPG

دالیییی ...مؤدب :

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/IMG_2929.JPG

وقتی خواهرجون مدرسه استچشمکپوزخند:


http://harruz.persiangig.com/93/bahman/IMG_2918.JPG

- ئه! مهرم کو پس؟!یعنی چی؟:

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_5591.JPG

کی شما رو به این روز درآورده؟! وااااایخواهرجونی؟!جالب بود

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_5573.JPG

پسر خوب! آفرین:

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_5568.JPG

بلبلبلو

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_0092.JPG

http://harruz.persiangig.com/93/bahman/DSC_5606.JPG




[ چهارشنبه 93/11/22 ] [ 10:32 عصر ] [ مادر ] [ نظر ]

به نام خدا

سلام؛

اگر تا به حال به هنجار شکنی یه خانوم بدحجاب اعتراض کرده باشی یا در مورد حجاب با خانومی که اعتقاد به حجاب نداره صحبت کرده باشی معمولا پاسخشون اینه که من آزاد آفریده شدم و می خوام آزاد زندگی کنم!

این حرف کاملا درسته و اگر کسی بهش اعتقاد نداشته باشه قطعا برای کرامت انسانی خودش ارزش قائل نیست..

اما به قول حضرت امیرالمومنین (ع):کَلِمَةُ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ (نهج البلاغه، خطبه 40)

حرف حقیه که استفاده ی باطلی ازش می شه..

اگر همون لحظه از همون خانوم بپرسی مد امسال چیه؟ برات شرح مفصلی از مدل مو و آرایش و لباس و کیف و کفش و ... می ده و حتی تا جزئی ترین مورد یعنی رنگ مورد استفاده اش تابع مدیه که معلوم نیست کی براش تعریف کرده؟!

پس اگر ما آزادیم و باید آزاد زندگی کنیم، چرا اجازه بدیم یه نفر دیگه حتی برای رنگ لباسمون تصمیم بگیره و ما بی چون و چرا بپذیریم و عمل کنیم؟ مگه ما روبات هستیم که بهمون برنامه بدن و ما هم مسخ شده اجرا کنیم؟

مساله ی تبعیت از مد اینقدر برای ما جا افتاده و تبدیل به وحی منزل شده که حتی اگه مد سال زشت ترین و بد فرم ترین و بدرنگ ترین مد ممکن باشه هم تابعش هستیم.. حتی اگه واقعا مورد پسند و باب میلمون نباشه!

اونوقت به احکام و چهارچوب های اسلامی که می رسیم ادعای آزادی داریم!

آزادی ای که این دسته مد نظرشونه بی بند و باری و بی قیدیه نه آزادی به معنای انسانی اون..

من آزادم به این معنا که اجازه نمی دم هیچ یک از تعلقات مادی و حیوانی، منو در اسارت خودشون بگیرن و بندی به دست و پاهام بزنن که رهایی از اون سخت یا ناممکن باشه!

من آزادم و اجازه نمی دم هیچ انسانی برای جزئی ترین امور زندگی من هر جور دلش می خواد تصمیم بگیره.. خودم برای زندگی خودم برنامه دارم.. برنامه ای که خالق و آفریننده ی من برام چیده و قطعا بهترین برنامه برای رسیدن به هدف نهایی زندگیمه.. من هدف زندگی مو گم نکردم.. نیومدم چند روزی دور هم باشیم و بعد یهو نابود شم!

آزادی با بی قیدی فرق داره.. من نمی تونم بگم آزادم پس هرکاری دلم می خواد انجام می دم.. در این صورت حق زندگی در اجتماع رو ندارم چون از اولین لوازم اجتماعی شدن انسان ها قانون پذیر شدنشونه.. وگرنه باید برم تک تنها تو کوه و بیابون زندگی کنم که باز هم ممکن نیست بتونم به هر شکلی که دلم می خواد رفتار کنم! زندگی بدون قانون ممکن نیست..

پس اگر دارم تو جامعه زندگی می کنم باید قانون مند باشم.. قانون یعنی چهارچوب.. یعنی محدودیت.. دیگه نمی تونم هرجور دلم خواست زندگی کنم.. باید تابع مقرراتی باشم که برام تعریف شده..

تو جامعه ی اسلامی مقررات بر اساس قوانین اسلامی طرح ریزی می شه و من یا تو این جامعه زندگی می کنم و به قوانینش احترام می ذارم یا تشریف می برم هر جای دنیا که قوانینش باب میل شخص منه زندگی می کنم!

مختصر و مفید :)


http://www.miyanali.com/patch2image.php?patch=usr/Farshad-NH/gal30.jpg&105292318



[ دوشنبه 93/11/20 ] [ 11:16 صبح ] [ مادر ] [ نظر ]
   1   2   3   4   5   >>   >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 120
کل بازدیدها: 221932