مردم به کمدی علاقه دارند، بلکه نیاز امروز جامعه است. طنز میتواند نگاهی انتقادی به جریانات جامعه داشته باشد و ابزار مناسبی است برای توجه دادن به مسائل و چالشهای موجود. همچنین وظیفه دارد لحظاتی خوش برای مخاطب بسازد تا فارغ از دغدغههای هرروزه، ساعاتی لذتبخش را در کنار خانواده بگذراند، هیجانشان تخلیه شود، روحیهشان افزایش یابد و درنهایت با کسب آگاهی و حال خوش سینما را ترک کنند.
این کارکرد و اساس فیلم کمدی است.
خنده گرفتن از مخاطب به هر قیمتی، با هر شوخی سخیف و هر طنز مبتذلی، نامش هرچه هست، کمدی نیست. فیلمهای بیمحتوایی که حتی یک روایت داستانی درست ندارند و پرند از شوخیهای شرمآور جنسی، نامش کمدی نیست. میتوان ژانر جدیدی برایش تعریف کرد و مثلا در کنار فیلمهای پورن، اسمش را بگذاریم رضا عطاران، بگذاریم هادی ناییجی! تا مخاطب درست انتخاب کند.
وقتی فیلم سخیف (در هر ژانری) ارائه میشود، سطح سلیقه مخاطب هم همان اندازه پست میشود. مخاطب سخیفپسند، باز هم از ابتذال استقبال میکند و باز هم فیلمها سخیفتر میشوند و این جریان، سینما را به قهقرا میبرد.
برعکس، اثر فاخر، مخاطب را رشد میدهد و مخاطب فرهیخته، اثر فاخرتر طلب میکند و اینگونه سینما هم رشد خواهد کرد.
با این مقدمه، اجازه دهید درمورد فیلم آنتیک فقط بگویم:
سخیف،
بیارزشتر از تمام کمدیهای مبتذل پیشین!
موسی، فیلمی که خیلی انتظارش را کشیدم و خیلی فراتر از انتظارم بود.
پس از درگذشت فرج الله سلحشور، همکاری سید محمود رضوی در مقام تهیهکننده و ابراهیم حاتمیکیا در مقام کارگردان، سریال بلند زندگینامه حضرت موسی علیهالسلام السلام را به انجام رساند که قطعا اثری خیرهکننده و قابل توجه در سطح جهانی خواهد بود.
بازی درخشان مریلا زارعی (در نقش مادر حضرت موسی)، در کنار بازی فوقالعاده علیرضا کمالی (در نقش پدر حضرت موسی)، بهنام تشکر (در نقش فرعون)، بهاره کیان افشار (در نقش آسیه)، و دیگران که همگی به غایت درخشان بودند، بر کیفیت اثر افزوده است.
ورود هوش مصنوعی و استفاده از تکنیکهای تولید مجازی که به گفته عوامل، سبب شد به جای چندین هکتار مساحت و هزینههای گزاف، کار در یک استودیو با 100 متر LED به انجام برسد، از شگفتیهای تحسینبرانگیز این مجموعه است و آغاز تحولی ویژه در صنعت سینمای ایران خواهد بود.
فیلم که تنها دو قسمت از سریال موسی است، به آغاز تولد و حفظ موسی از توطئههای فرعونی میپردازد. توجه ویژه فیلم به زنان و مقام مادری، ستایشبرانگیز و قابل توجه است.
حکومت استکباری فرعون و ظلم و جور بی حد او میرسد تا آنجا که به قتلعام نوزادان فرمان میدهد و درست همینجا که ظلم و سیاهی به اوج خود رسید، منجی متولد میشود.
روایت فیلم و مانوس بودن آن با وقایع تاریخی اسلام، اثری عمیق و ماندگار بر مخاطبان مسلمان خواهد داشت و موضوع پررنگ منجی که به زیبایی و ظرافت بسیار در آن گنجانده شده و در تمام ماجرا جاری است، حال و هوای ویژهای به آن بخشیده که خصوصا این روزها و با جریانات حاکم بر دنیای مدرن، بسیار هماهنگ و همجنس است و سبب اقبال خواهد بدد.
چالشهای مادر موسی برای حفظ کودک خود و دلکندن از او سیری آمیخته از عاطفه و عقل در حد اعلای خود دارد و در نهایت با سپردنش به امواج نیل، نقطه اوج داستان رقم میخورد. داستانی که تازه بر غلتک آغاز افتاده است.
فیلم خیلی خوبی بود.
رحمت و رضوان خدا بر فرجالله سلحشور و توفیق و برکت خدا بر تمام عوامل کار.
فیلم بچه مردم را با بچهها دیدم. دقایقی از ابتدای فیلم را از دست دادیم اما به سرعت در جریان ماجرا افتادیم.
قصه پسری پرورشگاهی که به همراه تعدادی از دوستانش به دنبال سرنوشت و خانواده در جستجوست و ماجراهای آن در یک بستر تاریخی روایت میشود از پیش از انقلاب تا دوران جنگ تحمیلی.
ژانر فانتزی به کارگردانی خوب محمد کریمی و بازی همآهنگ گوهر خیراندیش، رضا کیانیان، بهروز شعیبی، و حسن معجونی، به غنای کار افزوده و درمجموع، طنزی است مفهومی و حساب شده که قرار نیست به هر قیمتی بخنداند.
مهبد جهان نوش نوجوان خوشاستعدادی که پیشتر بازی خوبش در فیلم "پرونده باز است" در شدت ضعف فیلم، گم شد، اینبار بیشک از کاندیداهای جشنواره خواهد بود.
واگویههای درونی ابوالفضل (جهاننوش) به جذابیت ماجرا افزوده، سکانس عروسی دوستش که فقط با تعدادی عکس روایت میشود نمکین و زیباست، حال و هوای کمونیستهای اوایل انقلاب، فیلم را خوشمزه کرده و مجموعا همهچیز زیبا و دلنشین پیش میرود تا آنجا که ابوالفضل وارد جبهه میشود (بعد از آنکه یکی دیگر از دوستانش به شهادت رسیده). ناگهان یک افت قابل توجهی در جریان روایت و فانتزی ماجرا اتفاق میافتد و پایان قصه هم اینقدر نامتجانس است که به قول فاطمه بانو، انگار دادهاند چت جیپیتی گفتهاند خودت هرطور صلاح میدانی (و البته مطابق با ارزشهای انقلاب اسلامی) تمامش کن!
انگار دیگر همگی خسته شده بودند، خصوصا نویسنده! چرا این میانه یهو جبهه؟ حالا این هیچ، چرا بچه مردم را شهیدش کردید؟!
از این پایانبندی عجیب که چشم بپوشیم، درمجموع فیلم خیلی خوبی بود با محتوا و پیام خوب.
کفایت مذاکرات را بعد از پیشمرگ دیدم. ظاهرا در ژانر طنز باید میبود ولی هرچه فیلم پیش رفت، هیچ ژانری آن را گردن نگرفت!
فیلمنامه بسیار ضعیف، پر از کلیشه و تکرار و کشسانیهای نابجای ماجراهایی تو در تو و قاطی پاتی، حسابی حوصلهام را سر برد.
حضور مهران غفوریان، محسن کیایی، ایمان صفا، رویا میرعلمی، کمکی به جذابیت کار نکرد و درنهایت با فیلمی بسیار ضعیف مواجهیم که در تمام اجزای آن، تزلزل فریاد میکشد.
ماجرا مربوط به خانوادهای است که گرفتار فقر و مشکلات اقتصادیاند و صاحبخانه جوابشان کرده و باید چاره کنند. همان مضامین نخنمای همیشگی. دیالوگها شعارزده، شخصیتها تصنعی، تدوین خراب، و در مجموع، هیچ!
حتی برای گیشه.
یک فیلم ناموفق از سهیل موفق!
اولین فیلمی که دیدم، پیشمرگ بود. فرصت نکرده بودم قبلتر درموردش مطالعه کنم، حتی ژانر فیلم را نمیدانستم. زمانم جور شد که رفتم!
اما انصافا انرژی دوباره گرفتم.
این فیلم در ژانر دفاع مقدس، به روایت قطعهای از زندگی شهید سعید قهاری میپردازد که از فرماندهان بزرگ جنگ بود.
ماجرا البته مربوط به بعد از جنگ و درگیری با حزب کومله است که در کردستان اتفاق میافتد.
بازی حرفهای و بسیار قوی مهدی نصرتی در نقش سردار قهاری، و همچنین درخشش الناز ملک، ساناز سعیدی، و حسام منظور به قوت و باورپذیری روایت کمک بسیاری کرده است و خلاصه از آن کارهایی است که خوب جاافتاده و همه عوامل، هماهنگ و منسجمند.
حرف خوب، تکنیک و اجرای خوب، و درنهایت یک فیلم خوب و ارزشمند.
دستمریزاد به آقای غفاری و تیم خوبشان.
و اما جشنواره ...
راستش خیلی انگیزه داشتم و مثل هر سال، انتظارش را کشیدم ولی یک اتفاق خیلی خیلی خیلی کوچک، عین یک میخ نابجا در وسط جاده، یکباره پنچرم کرد.
تا امروز دو-سه فیلم بیشتر ندیدم که آنها هم نمیدانم شاید بعدا نقدی نوشتم شاید هم نه.
افتتاحیه با تمام شکوه و ماجراهای خوبش، بدجوری توی ذوقم زد. حضور دو هنرمند پیشکسوت روی این صحنه خصوصا با جریان تحسینبرانگیز بزرگداشت یکی از ایشان، میتوانست یک اتفاق زیبا و به یادماندنی باشد. ولی یک اتفاق خیلی نابجا، میخ طویلهای شد بر پیشانی آنهمه زحمت و تدارک!
خب حالا چه میشد اگر جگر یکدیگر را جای دیگری تناول میفرمودید و در جای مناسبتری هر کار دیگری که خواستید میکردید و اینطور گند نمیزدید به افتتاحیه مهمترین رویداد سینمایی کشورمان؟!
چه میشد اگر جلوی چشم خانواده شهدا که برای وجب به وجب دین و غیرتشان، جانهای بینظیر فدا کردهاند، جلو چشم کسانی که به این انقلاب و این نظام علاقمندند و نسبت به ارزشها، حساسند، روی صحنه جشنی که به مناسبت پیروزی همین انقلاب رقم خورده، پیش چشم همه ما لگد به هنجارهای ما نمیزدید؟!
چطور میشد؟!
الگویید مثلا. کسی که در رسانه ظاهر میشود، خواه ناخواه الگوی جامعه است.
خانم برومند، آقای بابک، جمع و جور کنید خودتان را.